ميرزا خانلرخان

46

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

دول ديگر وقتى آن جزاير را تصاحب كنند و مؤسس يك طرحى شوند كه منافى پلتيك دولت انگليس باشد و اين دولت از تدارك آن قاصر آيد . هريك از اين شقوق كه از اين عمل او متبادر به اذهان باشد ، مناسب شأن و شوكت دولت انگليس نيست و ملت انگليس قبول چنين خفتى را براى دولت خود نمىكند . راى صواب اين بود كه اگر رد جزاير سبعه منافى با پلتيك حاليه و يا ماليهء دولت انگليس است ، اين عطيه را به عاطفتى دگر تبديل كنند و الا با همين حالت حاليه به رفع سبب و انكسار منضمات اين واگذارند . مسئله ديگر اينكه بعد از اينكه اهل « پلنى » كه اهل « لهستان » باشد از اطاعت دولت روس سر باز زد و خواهش آزادى كرد و امپراطور روس از اين معنى مضايقه نمود و آنها را مثل ساير رعيت و ملت خود اسير و ذليل احكام اوامر و نواهى خود خواست و آنها عرض حال خود به دولت انگليس كردند و دولت انگليس آنها را محق دانست و بواسطهء نوشتهء رسميه كه در السنه و افواه همه ملل منشر است ، دولت روس را از اين سلوك ناپسنديده منع كرد و امپراطور روس جواب سخت نوشت و اين تكليف منصفانهء دولت انگليس را رد كرد ، چرا دولت انگليس آن جواب ناگوار را متحمل شد و به حمايت پلنىها برنخاست تا كارشان به آنجا كشيد كه جمعى كثير از بندگان خدا به اطمينان حمايت اين دولت ايستادگى كردند . بعضى به دست ملت روس كشته و برخى به كمال ذلت اسير و محبوس « سيبر » شدند و اغلب بيچاره ، پايمال مراكب بيرحمى و بىتربيتى قشون روس گرديدند و اينك كاغذها و مراسلات خون‌آلود آن بيچاره‌هاست كه در اطراف عالم از مصائب و ظلمهايى كه بر آنها رفته و از بىحميتى و بىغيرتى دولت انگليس حكايت مىكند . ملت انگليس از قبول اين نسبت براى دولت خود ابا دارد . مسئله ديگر ، در باب دانمارك بود و تقرير اين گفتگو منوط به مقدمه‌ايست كه عرض شود تا مطلبى از گفتگوى آن مرد وكيل در پارلمنت به دست آيد .